ملاحظات و محاکمات

ملاحظات و محاکمات تلاشی است برای قضاوت کردن. قاضی یک مسلمان قرن 21 است که اصلی ترین مسأله اش انقلاب اسلامی است چون دغدغه ی دین دارد و در این وانفسا دست و پا می زند تا سره را از ناسره جدا کند. او نیز مانند دیگران ملاحظاتی دارد که طبق آن محاکمه می کند. شما هم محاکمات او را ابتدا ملاحظه کنید سپس محاکمه.
+صوت روزهای مشرقی را در پایین وبلاگ گوش دهید+

آخرین نظرات

فرض بفرمایید دو کودک که یکی از دیگری بازیگوش تر است را به فردی می سپارند تا آن ها را ادب کند، او می تواند به یک نفر از آن ها اجازه بازی در حیاط خانه خود را بدهد و البته کودک بازیگوش قصد توپ بازی دارد از طرف دیگر آن فرد به خاطر دشمنی که از قدیم با همسایه خود دارد به دنبال فرصتی برای ضربه زدن به آن است در این شرایط بهترین گزینه، انتخاب کودک بازیگوشی است که قصد توپ بازی دارد چرا که در این صورت قطعا پنجره ی شیشه ای همسایه با توپ بازی کودک فروخواهد ریخت.
جمهوری اسلامی ایران با پیگیری مذاکرات، بمب اتمی داشتن خود را همیشه در هاله ای از ابهام قرار داده و جلوی اثبات آن را گرفته است، این روند تا جایی پیش رفت که تقریبا هیچ مدرک موثقی برای این ادعا ارائه نشد و در غیر از یک کشور دیگر احساس خطر و تهدید برای جهان از بین رفت. آمریکا تنها کشوری بود که با این بهانه تحریم هایی را علیه ایران تصویب می کرد، تحریم هایی که در بسیاری از موارد کشورهای اروپایی نیز موافق آن نبودند.
گام آخر برای حل نهایی پرونده هسته ای ایران مذاکره مستقیم و رسیدن به یک برنامه اعتماد ساز با حضور آمریکاست. در این مذاکرات مشت ایالات متحده باز می شود و دشمنی او درچارچوب دیپلماسی محدود می شود. 
رهبر ایران می داند که بهانه اصلی فشارهای رژیم صهیونیستی بر آمریکا، امنیت اسرائیل است و از بین بردن امنیت این رژیم نیازی به بمب هسته ای ندارد پس فتوا به حرمت تولید و استفاده از آن می دهد و راه را برای برداشتن گام آخر باز می کند و از سوی دیگر تهدید می کند که حیفا و تل آویو را با خاک یکسان خواهد کرد.
با همین خطوط قرمز یعنی عدم تعدی مذاکرات به مسائل غیر هسته ای گام نهایی باید آغاز شود ولی پرسش اصلی این است که چه کسی باید مجری این گام باشد؟
مذاکره با آمریکا چماقی است که تا سالها می تواند بر سر جریان سیاسی خاصی کوبیده شود بخصوص که نتیجه ای هم در بر نداشته باشد، درواقع رهبر ایران در مذاکره با آمریکا به دنبال جلب اعتماد آن ها نیست (برخلاف اصلاح طلبان) بلکه نفس حضور آمریکا پای میز مذاکرات بهانه ی تسلیحات هسته ای را از او خواهد گرفت. پس در تحلیل خود می فرماید: خوش بین نیستم. و این بد بینی به اقناع و جلب اعتماد آن هاست همان هدفی که اصلاح طلبان از مذاکره با آمریکا دنبال می کنند. آنها هیچ وقت به هدف خود نمی رسند چون تحلیل درستی از آمریکا ندارند پس مذاکرات قطعا شکست خواهد خورد و این علت بد بینی رهبری است از سوی دیگر مذاکرات با مدیریت ایشان می تواند هدف دیگری را تأمین کند پس ایشان مجوز آن را با لحاظ خطوط قرمز صادر می کنند.
حال پرسشی که ایجاد می شود این است که چرا با وجود مطرح کردن بحث ضرورت مذاکره با آمریکا توسط دولت قبل، رهبری به آن دولت اجازه مذاکره ندادند؟
 بررسی علت این تصمیم، پای سیاست داخلی نظام را وسط می کشد. اگر همین مذاکرات توسط دولت اصولگرا انجام می شد شبهه ی «کوتاه آمدن از ارزش های انقلاب» به خاطر فقدان تحلیل از اوضاع سیاسی ایجاد می شد و موافقت رهبری با آن می توانست پیام بسیار ننگین و تحقیرآمیزی را برای جریان مقاومت در منطقه داشته باشد واز سوی دیگر مخالفت ایشان و مثلا بدبینی ایشان نیز کمر اصولگرایی را می شکست چون برخلاف نظر رهبری عمل کرده بود و عواقب آن گریبان این جریان را می گرفت.
پس با رأی آوردن دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور و مجری گام نهایی اولا رهبری می تواند صریحا مخالفت خود را اعلام کند و خود را از آن مبرا کند ثانیا هیچ توقف و خللی در برداشتن گام نهایی ایجاد نکند. ثالثا به خاطر شکست مذاکرات و فشار ناشی از تعلیق فعالیت هسته ای تا مدتها جریان اصلاح طلب باید پاسخگو باشد و هزینه ی مذاکرات را بپردازد.
در واقع هم شیشه همسایه دشمن می شکند (بقول رئیس جمهور ترک می خورد) و هم بستر برای ادب کردن این کودک بازیگوش فراهم می شود.
پی نوشت:
آمریکا با تعلیق انرژی هسته ای ایران به گمان خود توانسته است جلوی بمب هسته ای ایران را بگیرد در حالی که فراموش کرد که بحث اصلی چیز دیگری بود که اساسا ربطی به مذاکرات ندارد و آن امنیت هوایی رژیم صهیونیستی است که البته از پس حتی غزه و راکت های آن نیز برنیامد فلذا در این مرحله با فشار های این رژیم آمریکا به دنبال مطرح کردن بحث غیر هسته ای مثل تسلیحات موشکی و حمایت از مقاومت است و البته همانطور که رئیس جمهور در دیدار با آمانو در ایران گفت ایران به هیچ وجه پیرامون مباحث غیرهسته ای مذاکرات را ادامه نمی دهد.




نظرات  (۸)

سلام
دو نکته نسبت به تحلیل خوبتان
1) اینکه اگر محکم به رهبری نسبت ندهید خصوصا بحث اجازه و عدم اجازه ورود اصولگرایان را شاید بهتر باشد، دلیل شاید رو میشه بحث کرد.
2)اینکه رهبری به اصول گرایان اجازه مذاکره نداده باشد به نظرم درست نباشه، چرا که احمدی نژاد متامیل به مذاکره بود ولی مسول وقت پرونده ایران به مذاکره با آمریکا در این خصوص اعتقاد نداشت و موافق نظر رهبری بود که مذاکره با آمریکا ثمری ندارد لذا کار در آن دولت در این زمینه جلو تر بود چرا که موافق رهبری بودند ولی این دولت چون نظر رهبری را نمی پسندند رهبری محدود اجازه می دهد
درنتیجه اینکه بگوییم رهبری به اصلاح طلبان اجازه داد تا کارش راه بیفتد(نیاز ایران به مذاکره) و اصلاح طلبان هم ادب شوند(نه اصول گرایان متامیل به مذاکره) تحلیل کاملی نمیاد.
تشکر از تحلیل عمیقتون

پاسخ:
سلام
در هر حال تنها خواست رهبری است که می تواند حاکم بر نظر رئیس جمهور باشد و تمایل آقای رئیس جمهورتنها مانعش نظر رهبری است وگرنه هم دبیر شورای عالی امنیت ملی و هم مسئول پرونده می تواست تغییر کند طبق دستور رئیس جمهور

درود بر مجتبای عزیر از ایران

به نظر ما هم ایران دچار حاکمیت دوگانه شده

با این تفاوت که روحانی هیچ غلطی نمی تواند بکند

 

با تشکر از تحلیل عمیقم!

پاسخ:
ظاهرا دوگانه
و سیاست هم پر است از این ظاهرا ها
بنظر من میشه گفت از تبعات مذاکره با آمریکا آنهم در این دولت، مواردی است که شما بیان کردید. اما به سختی بتوان به حضرت آقا چنین نسبتی داد که خواهان ضعف عده ای و تقویت جناحی دیگر بودند. چون هزینه این مذاکرات برای ملت ایران کم نبوده. و همه میدانند روحانی از قبل از رای آوردن هم روی این مسئله مذاکره با کدخدا خیلی مانور داد. با توجه به اینکه افرادی مانند ولایتی که مشاور رهبری معرفی شده هم اینگونه تبلیغ کردند و برای مردم جو روانی علیه ایستادگی هسته ای ایجاد کردند،‌ لذا اگر رهبری معظم هم اجازه نمی دادند،‌ این دولت که معیشت مردم را به مذاکرات گره زده بود یک تقابلی بین مردم و نظام اسلامی ایجاد میکرد. لذا مصلحت در این بود که این دولت وارد مذاکره و تقابل با خارج از نظام و با دشمن شود. بجای اینکه تقابل داخل نظام و ملت ایجاد کند.

ضمنا در تشبیه بچه بودن این دولت درست گفتید. و در واقع این بچه ایست که لجباز است و شکلات تلخی را که به ضررش است می خواهد بخورد و پدر که میداند مضر است در مقابل لجبازی کودک، اجازه میدهد بردارد و کمی تلخی آن را بچشد تا خود بچه مطمئن شود که آن طور که فکر میکرده شکلات شیرین نبوده و فقط ظاهر خوشی داشته و خودش از خوردنش صرفنظر کند و البته برای مشاهده کنندگان هم این مسئله اثبات می شود.

تحلیل درستیست با این فرق که توافق شدنیست اما کارشکنی داخلی اطمینان از عدم حصولش را بدست خواهد آورد زیرا افرادی در  منطقه و ایران هستند  که تمام سود و قدرت و هویتشان در دشمنی با آمریکا خلاصه شده است

۳۱ مرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۷ سید احمد برقعی

به عدم سرام هم یه سر بزن

سلام
به نظر من اصلا اینطور که شما فکر میکنید نیست، هر انسان آگاه منصفی می دونه که مذاکره با امریکا سر انجام نداره، مگر کسی که  یکی یا هر دو صفت آگاهی و انصاف را نداشته باشه، ولی مذاکره با آمریکا یه تاکتیک و شگرد بود که به موقع ازش استفاده نشد، در واقع نظام مجبور شد با آمریکا مذاکره کنه و این نون وقتی تنور داغ بود چسبونده نشد، دیگه بیات شده بود که به روحانی بدبخت رسید!!!
حاضرم در این باره با هم گفتگو کنیم و دلیل بیاریم 
سلام
به نظر بنده در اینکه حضرت آقا با زیرکی و هشیاری کامل حرکت میکنند حرفی نیست!
اما اینکه به دولت قبل اجازه نداده اند٬ فکر میکنم اگر دولت قبل هم میل به مذاکره داشت به او هم اجازه میدادند ! به عبارت دیگه آقا به استعداد و توانایی و زمینه و طرز فکر فرد نگاه میکنن!
به قول دوستمون٬ این مذاکرات تا همین جاش هم واسه ما کم ضرر نداشته!
اما طبق دستور آقا ٬ توکلمون به خداوند و عنایات حضرت صاحب الزمان-روحی فداه-باید باشه! و البته بیکار نشینیم !!!
تبیین جزو دستورات آقا است!!!!

با کلیت تحلیل موافقم، اما در خصوص اجازه به دولت اصولگرا، با نظر آقای همایونی موافقم..

آن چه باعث شد مقام معظم رهبری مذاکرات را در دولت قبل کلید نزند، لحاظ سیاست داخلی نظام نبود، بلکه لحاظ جبهه مقاومت در منطقه و نقاط دیگر جهان بود.. عدم اجازه ی رهبری مشخصا مربوط بود به عدم ظرفیت دولتمردان دولت قبل برای مذاکره و این ربطی به جناح سیاسی شان نداشت.. که اگر چنین ظرفیتی در آنان بود، مقام رهبری مانند برخوردی که با این دولت داشت، همراه با ابراز بدبینی، اجازه ی مذاکرات محدود را در همان دولت قبل صادر می کرد.

رهبری در انتهای دولت خاتمی اعلام کرد که رفع تعلیق باید در همان دولتی انجام بگیرد که تعلیق در آن دولت انجام شده است.. فکر می کنم یکی از دلایل این اقدام، کاستن از دو قطبی سیاسی بود.. به همین خاطر گمان می کنم انداختن توپ مذاکره در زمین اصلاحات، کمک به دو قطبی کردن فضای سیاسی جامعه است و این مطلوبِ آقا نیست. (هر چند عملا الان این اتفاق افتاده است).

پاسخ:
البته علت عدم اجازه رهبری که بیان شد می تونه چند بعد داشته باشه ولی در هر حال اثر تکوینی اش بدنامی جریان اصلاحات خواهد بود.
نکته ای که نسبت به دو قطبی شدن فرمودید حائز اهمیت و متین است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین