ملاحظات و محاکمات

ملاحظات و محاکمات تلاشی است برای قضاوت کردن. قاضی یک مسلمان قرن 21 است که اصلی ترین مسأله اش انقلاب اسلامی است چون دغدغه ی دین دارد و در این وانفسا دست و پا می زند تا سره را از ناسره جدا کند. او نیز مانند دیگران ملاحظاتی دارد که طبق آن محاکمه می کند. شما هم محاکمات او را ابتدا ملاحظه کنید سپس محاکمه.
+صوت روزهای مشرقی را در پایین وبلاگ گوش دهید+

آخرین نظرات

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۱
سید مجتبی امین

از چه کسی امضا بگیریم؟


مدتهاست که قصد داشتم متنی بنویسم پیرامون یک مسئله ی فرهنگی که در عین سادگی متأسفانه توجه و التفاتی به آن نمی شود. دیدن قسمت هایی از برنامه ی تلویزیونی خندوانه عزمم را برای نوشتن جزم کرد.

مطلع

هر جامعه ای را شاید بتوان به عوام و خواص تقسیم کرد. از آنجا که نمی خواهم وارد پیچیدگی های نظری مباحث جامعه شناسی بشوم اجمالا به یک تعریف ساده از خواص و عوام اکتفا می کنم. افرادی از جامعه را خواص آن جامعه می دانم که از نظر فرهنگی بمعنای اعم- اثر گذار هستند و عوام نیز به تبع، همان افرادی هستند که اثر فرهنگی خواص را می پذیرند.

ریشه ی نزاع

در میان خواص ما طبقات مختلفی وجود دارد که من تنها به یک صنف آن ها در این نوشته می پردازم. هنرمندان قطعا یکی از اقشار موثر در عرصه ی فرهنگی کشور هستند و هنرمندان سینما و تلویزیون از بین آن ها ابعاد فرهنگی پیچیده تری نیز پیدا می کنند. تفاوت این قشر با اقشار دیگر این است که در هنر بازیگری سینما و تلویزیون ذاتا اثر هنری تصویری است از خود هنرمند. یعنی هنرمند و اثرش در ظاهر نیز به یک دیگر ضمیمه شده اند و اصلا می توان گفت دو روح اند در یک جسم.

یک مجسمه ساز وقتی محصول هنری خود را تولید می کند محصول او در ظاهر یک ماده ایست غیر از خود او اگر چه سنخیت معنوی بین او و اثرش پابرجاست ولی یک بازیگر علاوه بر این سنخیت معنوی، ظاهر مادی خودش نیز در اثر وجود دارد بعبارت دقیق اثر و ظاهر مادی او عینا یکیست.

این مسئله ابعاد اجتماعی پیچیده تری به رابطه ی هنر و هنرمند در سینما با جامعه و مخاطب می بخشد که قطعا در اثر یک موزیسین و یا خطاط یا نقاش یا عکاس و ادیب و ... وجود ندارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۶:۳۱
سید مجتبی امین

تاریخ را انقلابی می سازد نه دیپلمات


فارغ از این که توافق نامه بهترین راهکار سیاست خارجه ی ایران بود یا نه و فارغ از تمام موافقت ها و مخالفت ها و جشن ها و پایکوبی ها نباید فراش کنیم که روزگاری در این مملکت مجاهدینی ۸ سال جنگیدند تا دشمن را متقاعد کردند که ادامه ی جنگ به زیانش خواهد بود و پس از آن دیپلماتها مشغول مذاکره شدند، امروز نیز آن که دشمن را متقاعد به مذاکره و بی نتیجه بودن تحریم ها کرده دیپلمات ها نبودند بلکه دانشمندان هسته ای و مدیران جهادی بودند که توانستن تحریم ها رو دور بزنند.

اینکه پیروزی در مذاکرات را به دکتر ظریف نسبت می دهند و با سرخوشی او را تاریخ ساز می خوانند کمی ساده لوحانه است. مطمئن باشید اگر رشد کشور در شرایط تحریم متوقف می شد دشمن پای میز مذاکره نمی آمد و کاری هم از دیپلمات ها بر نمی آمد.

 

پ.ن: نکته ای که عرض کردم چیزی از ارزش های دیپلماتیک آقای ظریف کم نمیکنه.

پ.ن: عکس مربوط به دکتر ظریف در حال مذاکره در سال های دفاع مقدس است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۴ ، ۰۵:۵۹
سید مجتبی امین

خطر انقراض نسل مهمترین حیوان


هر چه پیش تر می رود انسان ها بیشتر شبیه هم می شوند. افراد مختصات خودشان را از دست می دهند و مدل های مختلف را انتخاب می کنند بجای این که مدل مخصوص به خود را بازسازی کنند.

مدل ها از قبل طراحی شده و شما مجبور به انتخاب آن ها هستید. این نحوه ی استفاده ی ما از ابزار جدید -مثلا گوشیهای هوشمند- به ما قدرت انتخاب می دهد ولی انتخابی که از قبل گزینه هایش مشخص شده.

فلسفه ی فوروارد کردن پیام ها دقیقا همین است.

گاهی یک پیام به همه ی ابعاد دغدغه های شما اشاره ندارد ولی چون مورد تأیید اجمالی شماست آن را پخش می کنید و در مرور زمان آن ظرائف دغدغه های شخصی شما به فراموشی سپرده می شود چرا که قسمتی از آن برای شما پر رنگ شد چون در یکی از مدل های از پیش تعریف شده قرار داشت.

تفاوت وبلاگ نویسی با فوروارد کردن پیام ها در گروه های مختلف گوشی های هوشمند دقیقا در همین نکته است. در وبلاگ نویسی تک تک الفاظ و جملات توسط ذهن منتشر کننده ساخته و ترکیب بندی می شد و به تبع پاسخگوی همه ی ابعاد آن پیام نیز خواهد بود در حالی که وقتی پیام دیگری به اشتراک گذاشته می شود هم اجمالا اشاره به بعضی از ابعاد دغدغه ی منتشر کننده دارد و هم پاسخگوی آن نیست، اساسا توقع پاسخگویی وجود ندارد.

هرچه پیش می رود مقام بیان انسان سخیف تر می شود و ارزش سخن، کاسته و معانی الفاظ به تبع کانتکس ضعیفشان بی اثر و نخ نما می شوند.

اگر همچنان انسان را حیوان ناطق بدانیم باید گفت که ناطقیت این حیوان در خطر است، باشد که نسل آن منقرض نشود.



پ.ن: نویسنده خلیفه ی الهی بودن انسان را در این پست لحاظ نکرده و با اخس اقوال نسبت به انسان در این چند خط قلم زده است.
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۴ ، ۰۵:۲۹
سید مجتبی امین


ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین